با سلام حضور عقلا .خوشحالم از اینکه این بحث اینهمه طرفدار پیدا کرده و نظرهای سازنده از دوستان را دریافت میکنیم.ولی ایکاش موافقان دین که با استدلال طرفدار دین بودند بیشتر بود تا بحث بهتر پیش میرفت. درهر حال کسانی که بحثها را میخوانند از ابتدای شروع بحث ۱ بخوانند و بعد ادامه را مطالعه کنند.

موافقان در مقاله قبل گفتند:بحث صحت و عدم صحت ادیان موضوعی ریشه ای است.اما حداقل میشود گفت که تمام این مفاسد جامعه پای دین نیست(حتی اگر تمام ادیان دروغ باشند) اما پاسخ مخالفان ادیان که برای من فرستادند … 

در مقاله قبل،دوستان موافق فرض را بر توحید گرفتند (بدون تایید ادیان) و حکم را بر این گرفتند که نمیشود تمام نتایج اشکالات جامعه دینی را از دین دانست.استدلالشان هم این بود که تعالیم دینی با آنچه در جامعه مشاهده میشود بعضا در تضاد است.  اما گروه مخالفان میخواهد اثبات کند در جامعه دینی تمام فسادها فقط از دین است.نه از شیء دیگر.مشترکات توحید- تعریف دین – استدلالات شهودی و بدیهی -استدلالات منطقی بر اساس علم منطق استدلالی.حکم:تمام فسادها در جامعه دینی از ذات دین است.

مخالفان ادیان:برای اینکه استدلال نماییم ابتدا اجزاء بحث دین- جامعه دینی را باید معنا نمود چون الفاظی اعتباری هستند.

دین یعنی راه و روش زندگی.منتها معنای دقیقترش این است که…. معتقدان ادیان بر اساس “قاعدهء لطف” و بر اساس اموری مثل “نقص مطلق و نسبی دانش بشری ” که قبلا استدلال نمودیم هر دوی اینها دروغی بیش نیست و از طرف گروه تسلط طلب برای تسلط برجان و مال مردم از یک دسیسه و فریب طراحی شده( دیدگاه مخالفان است) که در بخش             ” آیا اساسا دینی وجود دارد ؟ بخش ۲ “به تفصیل در موردش بحث و گفتگو شد(از دیدگاه مخالفان ادیان) در هر حال بر اساس این استدلالات ضعیف و یکسری داستانسرائیها و افسانه های محلی که شاید مادربزرگها برای نوه های خود تعریف میکردند، و صرف سرایش این قصه ها که نهنگ پینوکیو را خورد و غیره و زئوس برای نجات جان دو بچه یک قوچ از آسمان فرستاد و آتش سیاوش را نسوزاند و موضوعاتی از این دست، یکسری قواعدی بر بشریت تحمیل شد که نه وجه استدلالی دارد و نه وجه منطقی  و جوامع بشری مبدل (ادامه…)

با سلام خدمت عقلا. جمعی از موافقان و تاییدکنندگان دین پاسخهایی به مخالفان ارائه نموده اند که آنها را عرض میکنم… .

وجه اولیه پاسخ آنها به مخالفان ادیان این است که…:بحث مخالفان ادیان در اثبات عدم امکان حدوث انبیاء بحث طولانیی است که هر چند تا بحال دلیل منطقیی از جانب موافقان دال بر رد استدلالات مخالفان ارائه نشده ولی بهتر است با بحث جامعه دینی آن را تفکیک کنیم. هرچند که در جامعه ء دینی مکرر در مکرر مشکلات عقیدتی و اجتماعی وجود دارد و همه به این موضوع اذعان دارند،اما باید دید واقعا تمام این مشکلات بعلت تربیت و مکتب دینی است؟؟؟ یا خیر؟؟

آیا جامعه دینی تایید کنندهء این موضوعات است یا خیر؟مثلا اگر در جامعه ای که به نام جامعهء یهودی یا جامعهء اسلامی ،حکومتی ایجاد شود،تمام مشکلات ایجاد شده در آن جامعه را باید وابسته به دین دانست و اشکال مذهبی؟؟؟(کاری نداریم که اساسا انبیاء و دین حقانیت دارد یا خیر چون میتوان بدون در نظر گرفتن آن هم عوارض جامعه را بررسی کرد که از کجا نشات میگیرد)

در زمان پیامبر ص حکومت دینی ناقصی صورت پذیرفت چون تعارضها و تضادها در جامعهء آن زمان بسیار زیاد بودند همینطور در زمان حکومت دیگر خلفای اسلامی از ابوبکر تا علی ع .به نحوی که از تاریخ برمی آید  یکی از علل حمله به ایران این بود که عربها که ذاتا دزد بودند و راهزن (در قالب بتکدهء کعبه و دزدیدن قربانیها توسط کلید داران و خدام این بتخانه و یا راهزنی علنی مثل مقداد که اوائل یک دزد حرفه ای بود)و مدام در منطقه عربستان شورش میکردند و به حدود ایران تجاوز میکردند.چون دولت مرکزی ایران بعلت ناکارآمدی و راهزنی رهبران ایرانی زرتشتی (بعلت پیوند دائمی گروه مذهبی با پادشاهان) خودش به دزدخانه ء جدیدی تبدیل شده بود ،بعد از چند حمله ایران را به تصرف در آوردند.پس حمله به ایران اساسا وجه مذهبی و دینی نداشته لااقل وجه اساسی آن اینچنین نبوده و مثل تمام حمله ها و بهانه ها،نام خدا بهترین وسیله برای کشت و کشتار و خونخواری گروهی فرصت طلب بوده هر چند که در زمان پیامبر وائمه دین اسلام لااقل به مرزهای کشورهای دیگر حمله ای صورت نگرفت و اگر هست مثل جنگ موته،محل بحث و اشکاله.

اما بیاییم و ببینیم اگر از اسم یک دین سوء استفاده شود مقصر دین است؟ اگر از فرمول اتمی انشتین بمب اتم ساخته شود انشتین را باید فاسد خواند ؟

به ترجمهء دقیقتری میپردازیم.مثلا تقریبا تمامی فقها و مجتهدین گفته اند قمه زنی حرام است.بعضیها به علت لطمه زدن به بدن آنرا حرام دانسته اند و گروه عظیمی هم بعلت “وهن دین”آنرا حرام دانسته اند.ولی هنوز هم می بینیم گروه زیادی از مردم در عاشورا و ایام محرم قمه میزنند.پس آیا قمه زدن مردم و اینگونه عزاداریهای عاشورا و ایام محرم را باید بپای دین حساب کنیم؟؟؟؟ اگر اینطور است در کجای دین یا سنن ائمه ما اینگونه عزاداری بوده ؟ با کدام سند حدیثی؟ آیا رفتن پیش جن گیر و رمال و فالگیر و غیره مورد تایید دین بوده؟ آیا آینده بینی با فریب قرآن باز کردن کار دین بوده که قرآن سرنوشت مارا بیان کند ؟؟؟ اگر اینطور است چرا دین گفته: “من اذهب الی العرّاف و صدقه کفر بما نزل بمحمد (ادامه…)

با سلام خدمت دوستان عاقل و آزاده.یک کمی در این مورد صحبت کنم ….(چون آزادگی امری اعتباری است و باید معنای دقیق شود.لااقل بر اساس منظوری که در اینجا مورد استفاده قرار گرفته است.).انسان حقیقتی است که مطلقا محدود است و این محدود بودن یعنی در بند بودن. در بند عناصر- قوانین-ابعاد و غیره.

حالا اگر این انسان در بند بخواهد آزاد باشد دچار تعارض لفظی و معنوی میشویم(معنایی)بنا بر این ترجمهء انسان آزاد این است که :انسانی است که در بند عقل و شعور و استدلال منطقی است.نه جامعه،نه خانواده، نه عوامل داخلی و خارجی در عقلانیت و روش استدلال او ایجاد “خلل”نمی نماید و زمانی که در مورد “انسان”می خواهد نظر بدهد بعنوان یک “انسان”بدون تاثیر گرفتن از مکاتب دیگر(لااقل قبل از اینکه اثبات ۱۰۰ در ۱۰۰ عقلانی بشوند)نظر میدهد. کما اینکه موضوع علم منطق،انسان است و پادشاه وجود انسان که اجزاء و عناصر انسانی را تحت تسلط قرار میدهد یعنی حضرت عقل! این پادشاه است که به سربازان و خدمتگزارانش که همانا اعضاء و جوارح باشند فرمان حرکت میدهد.به زبان فرمان میدهد که چه بگوید – به دست و پا فرمان میدهد که چگونه حرکت کند.تمام این برآیند ها را از شناخت “انسان”بدست میآورد و ۳ نتیجه میگیرد و این نتایج را بصورت فرمانی بر اجزاء انسانی اعمال میکند و آن ۳ نتیجه این است … ۱:چه کاری را ۲: چه زمانی و ۳:در چه ابعادی باید انجام بدهیم .هر چند که زمان هم بخشی از ابعاد است اما بعلت اهمیت ویژه ای که داشته آنرا جدا نمودیم .

خب موضوع ما انسان آزاد بود.چون انسان محدود بود و همیشه در بند ابعاد،آزادی را معنا نمودیم در بند عقلانیت بودن که نتیجهء آن میشود آزادی از تمام مذهبها و مکتبها اعم از مکاتبی که برچسب الهی بودن وغیره را دارند و همینطور تمام مکاتب خارجی ،مگر …مگر اینکه عقل و منطق استدلالی اصالت آنها را لااقل اثبات کند که آنهم ممکن است مطلق نباشد! مثلا بخشی از آنها را بپذیرد و ممکن است تمام آنها رابپذیرد…البته این فقط امکان عقلی است مثل اینکه ممکن است شما سنگی بر هوا پرتاب کنید و تصادفا یک طوطی شکار شود.که احتمالش یک در میلیارد هم کمتره.

حالا ببینیم دین چیست؟(لفظ اعتباری دیگری که موضوع بحث است.چون در روش بحث باید اعتباریات ذهنی معنای دقیق شوند و تحدید شوند) دین راه و روشی است که از طریق بعضی از ادیان چه ادیان سامی چه ادیان دیگری مثل ادیان مشرق زمین بر افراد تحمیل میشود یا خود آن را میپذیرند.

خود دین در خویشتن خویش اینگونه می اندیشد.بعلت اتصال به منبعی ماوراءی ،روحی ، یا الهی بر سرنوشت انسانها قدرت مطلق دارد.با این تصور که عقل انسان دچار خطای نسبی و مطلق است،پس شایسته است انسانهای روحی(مثل مکتب بودایی )با اتصال به عالم معنا و خداوند(در مکاتب سامی)توسط پیامبرانش برای سرنوشت انسانها تعیین حدود کنند.

(ادامه…)

با سلام خدمت عقلا ….. متاسفانه با اینکه بارها در این نوشتار ذکر نمودم که این وب،وب استدلالی است، باز هم عده ای افراد بیمایه و جاهل باعث تصدیع وقت میشوند!

قبل از هر چیز گفتم این نوشتار برای عقلا است باز هم یک مشت دیوانهء زنجیری خرافاتی تشریف میاورند و وقت دوستان رو میگیرند! کسانی که بزم خودشان در علوم غریبه قوی

هستند (همان بیماران اسکیزوفرنیی که فکر میکنند مزخرفاتی که در این کتب نوشته خاصیت دارد)

و یک مشت موافق و مخالف دین که یا از خواندن کتب حدیث و قرآن توهم برشان داشته که شیشهء عمراسلام در دست اینان است و باید کفن بپوشند وبیایند در خیابان ، و یا مخالفی که مراجع قطعیش تلویزیونهای ماهواره ای است که دهها و صدها غلط از آنها استخراج میشود!

کار بسیاری از این آقایان و خانمها شده فضولی در زندگی خصوصی این و آن که شما دینت چیه؟اعتقاد به خدا داری یا خیر؟ !!!! ای بابا !!! هنوز به این حد فهم و شعور نرسیده اند که زمانی که موضوع بحث استدلالی است ،نه نظر من مهمه نه شما و نه نظر بزرگتر از شما! بلکه استدلال باید گفتگو کند! یعنی چی ؟ یعنی اینکه دو استدلال با یکدیگر در شرایط عادلانه برخورد میکنند . از تلاقی این دو استدلال یک نتیجه برای یک فرد بیطرف ایجاد میشود. و این میشود ماحصل بحث.پس به شما چه مربوطه که چه کسی در قلب خود چه اعتقادی دارد؟ شما روش استدلال را باید ببینید !نه من و دیگری را! 

خدا را ۱۰۰ هزار مرتبه شکر در تمام پیروان علوم غریبه ای بنده یک نیمه دیوانه هم تا بحال ندیدم بلکه اساسا تماما دچار اختلال و بیماری هستند. با اینکه خودشان میدانند هیچ فرد خاصی نیستند،و سر تا پای گفتارشان دروغ و دزدی است، بعلت طرد شدن از جامعه خویش،میآیند و در خلوتخانهء خود آنقدر به خود تلقین میکنند که خودشان هم دروغهای خودشان را باور می کنند تلقیناتی از این دست که …:”بله…این جامعه قدر مرا نمی داند.قدرت من لا یتناهی است!چشم من مثل دوربین مغناطیسی هاله ها را میبیند واز این دروغهای خنده دار و مضحک !. (ادامه…)

با سلام خدمت عقلا و دوستانی که آشنایی با آسترولوژی دارند.یکسری از آقایان که متاسفانه کلاسهای باصطلاح روحی دارند گاها ازافرادی تعریف و تمجید میکنند بطوری که عقل در آن حیران میماند.که ب ل ل ل ه  فلانی چنین و چنانه و غیره.متاسفانه حقه بازیها و شعبده بازیها و افسانه های انرژی و غیره ی این آقایان بقدری مهمل و خنده داره که هر عاقلی به خنده میافته. به حدی که فرضا اگر کسی کار عجیبی انجام بده سریعا دلالت بر کرامتش میشود و تصور میشود که این آقا نزد خدا یا در عالم روحی فردی بزرگ است.غافل از اینکه معیار انسان بزرگ،رفتار انسانی اوست نه بیان مزخرفات !برای همین من عموما انسانهای والا را در حال کمک کردن در آسایشگاهها و کلاسهای تدریس و کمک به کودکان بی سرپرست جستجو میکنم نه در مصطبه ها و غارها و جاهایی از این قبیل.

در هر حال عده ای از آقایان معتقدند به علوم ماوراء از جمله آسترولوژی که قبلا مفصلا در اینباب بحث شد.برای همین با این پیش فرض میگوییم…اگر آسترولوژی که قدمتی چندین هزار ساله در هند دارد و آقاان معتقدند خدایان هند این موضوع را به راهروان طریقت آموخته اند درست باشد، چارت روحانی آقایان هندو چگونه است؟؟؟

پس به بررسی روحانیت مشهور ترین اینها یعنی ساتیا سای بابا میپردازیم.

مشخصات آسترولوژیکی ایشان این بوده  

Name
Sai Baba, Sri Sathya Gender: M
Birthname Raju, Sathyanarayana Ratnakara
born on ۲۳ November ۱۹۲۶ at ۰۶:۲۲ (= ۰۶:۲۲ AM )
Place Puttaparthy, India, ۱۴n۱۵, ۷۷e۴۵
Timezone IST h۵e۳۰ (is standard time)
Data source
Date in question
Rodden Rating XX
Collector: Rodden

   و چارت آسترولوژیکی ایشان با این مشخصات بوده ….

البته  با چارت دیگری که از سیستم هندی تنظیم کردم جدول ولادهء ایشان به این ترتیب شد

خانهء ۱{ ۶.۱۲ عقرب  – خانهء۲{۵.۱۳ قوس- خانهء۳{ :۵.۲۰ جدی-خانهء۴{ ۷.۱۰ دلو-خانه۵{۹.۲۱ حوت-خانه۶{ ۹.۲۰ حمل- خانه۷{ ۶.۱۲ ثور-خانه۸{۵.۱۳ جوزا- خانه۹{ ۵.۲۰ سرطان -خانه۱۰{۷.۱۰ اسد- خانه۱۱{ ۹.۲۱ سنبله-خانه۱۲{۹.۲۰ میزان

// خورشید ۷.۱۴ عقرب //قمر ۱۹.۱۳ جوزا //مریخ ۱۳.۸ حمل//عطارد ۱۴.۶ عقرب//مشتری ۲۷.۷ جدی//زهره ۷.۳۷ عقرب//زحل ۶.۰۵عقرب//راس ۱۶.۱۸ جوزا// ذنب ۱۶.۱۸ قوس  .

اما در مورد منزله و نقاط

 

نام کوکب منزله نقطه
خورشید زحل عطارد
ماه راس ماه
مریخ ذنب عطارد
عطارد زحل راس
مشتری مریخ مشتری
زهره زحل ذنب
زحل زحل عطارد
راس راس زهره
ذنب زهره ماه

(ادامه…)

سلام به عقلا… پرواز نه به معنای پریدن از این زمین خاکی است بلکه به معنای دور شدن از افرادی است که دشمن خود را خارج از خود می پندارند.دور شدن از خرافات جعلیات و مکاتب منحرفی که با زیباترین اسامی و الفاظی مثل شهامت-رشادت-نیکی-مهربانی و غیره … از انسانها توده ای حیوان میسازند که به جان یکدیگر می افتند بدون اینکه بدانند … چرا؟  

روشهای ساختاری معمولا بر فرد گرایی بنا شده. در حالی که از دید من ،آموزش مردم هر جامعه وظیفهء حکومت است.در جامعه ای که حکومت آن فاسد است هرگز نمیتوان انتظار داشت جامعه ای پیشرفته قد علم کند. بدترین فساد، دور افکندن عقل و تبیعیت از یکسری کلیشهء ثابت تحت هر عنوان و هر تقدسی است.اما روش استدلال

در حدیث داریم که الناس علی دین ملوکهم.یعنی مردم به دین و روش زندگی حاکمان عمل میکنند. حتی قیافه های خود را سعی میکنند به سبک حاکمان در بیاورند و عملکردهای خود را منتسب به آنها بدانند. کار حکومت نسبت به جامعه مانند وظیفهء سر و مغز نسبت به بدن است. بار ها دیده شده اجزاء مختلفی از انسان جدا شده مثل کلیه و غیره.اما شخص نمرده. در حالی که اگر مغز بمیرد فاتحهء رفد خوانده میشود چون رهبر  و مرکز عقلانیتی که تمام دستگاههای بدن را کنترل میکند مرده.

بدترین نوع فساد ایمان است که هیچ پشتوانهء عقلی نداشته باشد و بدتر از آن این است که پشتوانهء امور استدلالی یک مشت قصه های افسانه وار مثل زنده کردن مرده و پرواز الاغ و شفای مریض و صحبت با جن و غول و از این دست مسائل باشه.بدتر آن این است که مردم عوام که غالبا هیچ هنری جز خوردن و خوابیدن و امورات حیوانی مثل زن گرفتن و بچه دار شدن و غیره است ندارند،بیایند و با اجتماعشان بر کذب،رونقی به بازار این دروغها ببخشند.و نماد انسانیت را اموری معجزه وار مثل شفا ببینند .(می توانید رجوع کنید به آثاری که در این باب انتشار پیدا کرده مثل کتاب نشان از بینشانها).

روزی کنفسیوس به یک زنی برخورد کرد که یک ببر،فرزند و همسرش را کشته و خورده بود.کنفسیوس به او گفت:تو چرا از این خانه و این محله خطرناک بیرون نمیروی؟ او پاسخ داد: جایی ندارم که بروم.اگر از این جنگل خارج شوم گیر حکومت و قوانین ظالمانهء آن میافتم.زندگی در کنار یک ببر آدمخوار،خیلی خیلی امن تر از زندگی در کنار حاکمی ظالم است. همین نسبت همانطور که گفتم نسبت عقل به سایر اجزاء انسان است.اگر عقل یک انسان با  مسائل لوس و بیمزه مثل طی الارض و شفا دادن و حاجت و کرامات و غیره تخدیر شود، این آدم نمیتواند زندگی عادی و انسانی خودرا داشته باشد برای اینکه در هر فعل از افعالش دچار فساد اندیشه شده.آنوقت مثلا مثل آقایان طالبانی تشریف میبرند خودشون رو در بازار تره بار عراق بین سیب زمینیها و گوجه فرنگیها منفجر میکنند.

(ادامه…)

با سلام حضور عقلا.در این چند مقاله سعی شده حدود صحت آسترولوژی مورد بررسی قرار بگیرد.برای اینکار ابتدا نرم افزارهای مختلف آسترولوژیکی مورد بررسی قرار گرفته و صحت وسقم آنها با روش استدلالی مورد بررسی قرار گرفت و نتیجه این شد که:چون تمام نرم افزار ها تفاوتهای فاحشی با هم دارند آنهم از یک بُعد (از نظردرجات و دقایق  و منازل و طوالع و غیره) و با محاسبات دقیق واقعی تفاوت کلی دارند،پس قابل اعتنا نیستند. و صحتی ندارند.پس اگر نتیجه ای از یک موضوع نادرست نتیجه گیری شود بعلت فساد مادهء منطق،نتیجه هم فاسد خواهد بود.حتی اگر نتیجه درست باشد!این یک روش استدلال بسیار ناب است.که نتیجه گیری درست از موضوعی که مانعیت ندارد(یعنی مانع اغیار نیست یعنی مانع دخالت عوامل دیگر نیست و ممکن است نتیجه از اغیار کسب شده باشد،….) دلالت بر حقانیت آن امر ندارد.مثلا مطمئنا سوالی که شما از یک آسترولوگ میپرسید سوالی است که پاسخ آن عموما بله یا نه خیر،خوب است یا بد است خواهد بود.مثلا وقتی در مورد ازدواج خود میپرسید میگوید:ازدواج شما به طلاق ختم میشود. یا ازدواج شما خوب خواهد بود! در هردو صورت پاسخ ایشان به شما ۵۰-۵۰ است. و چنین امری دلالت بر علم خارق العاده ای از دید یک فرد منطقی نیست!قبلا اثبات نمودم هر علمی که از آینده خبر میدهد دروغ محض است.

اجمالا این مساله را دوباره مورد بررسی قرار میدهیم.ابتدا اجزای سوال باید بررسی شود.۱:علمی که(پس موضوع باید علم باشد و اثبات علمیت خویش را داشته باشد نه خرافه) ۲:از آینده خبر میدهد(آینده یعنی امتداد حرکت مادی من و تمام عواملی که تعیین و تحدید یعنی تعیین حدود آن را بر عهده دارد یعنی تمامی موادی که مستقیم یا غیر مستقیم با آنها ارتباط دارم مثلا روغن یا لنت ترمزی ماشینی که جلوی من توقت میکند و دقت و هوش راننده مورد نظر باید دقیقا تعیین حدود شده باشد که مطمئن باشم درست ترمز میکند و با من تصادف نمیکند و غیره)۳:خبر میدهد( یعنی با اشراف کامل بر مطالب قبلی که در دو مورد قبلی نوشته شد،نتیجه گیری (ادامه…)

با سلام خدمت عقلا و دانشجویانی که با تفکر و عقلانیت،از مسیر پر فراز و نشیب خرافات، راه خود را  یافته واز بین صدها دزد و جیب بر  که با اسامی :پیر- مراد- شیخ – عارف- سالک -استاد علوم روحی- و غیره ،به سلامت عمر و وقتشان را نجات داده و در مسیر تعالی که راهی جز استدلالی اندیشیدن نیست، حرکت میکنند.

خوشحالم از اینکه نوشته های من مورد توجه افراد عاقل قرار گرفته هر چند ایراداتی هم به نوشته ها گرفته اند اما جای پاسخ داشته و در هر حال وجههء عقلانی داشته بطوری که فقط در یک روز با اینکه مطالب علمی خریدار چندانی ندارد،بالغ بر ۱۰۰۰ بازدید کننده سایت داشتم. جامعهء اینترنتی ما خوشبختانه یا متاسفانه مشتی از خروار جامعهء خرافات زدهء احمق پرست ماست. در هر حال باز هم عرض میکنم این نوشته ها مختص عقلاست کسی که حرف استدلالی به خرجش میرود در غیر اینصورت:بر سیه دل چه سود خواندن وعظ؟/نرود میخ آهنین در سنگ  .اما اگر خاطرتان باشد چندی قبل ادعا نمودم که تمام نرم افزارهای کامپیوتری نادرست هستند.(این امر نفی است نه مدعای نفی).حال میخواهیم ببینیم آیا اشتهار نرم افزارهای کامپیوتری دلالت بر نادرست بودن آنها دارد که بشود نفی نمود یا خیر؟؟؟ نرم افزارهای مشهور زیادی در اینترنت و بازار و غیره هستند که آدرس بعضی از سایتهای آنها را هم خدمتتون عرض خواهم نمود .روش استدلال چیست؟ در این مورد فرض بر این است که آسترولوژی (که هیچ دلیلی دال بر حقانیتش نیست و صد ها دلیل دال بر رد آن است)علمی صحیحه.این علم مثل هر علم دیگری اجزائی دارد که اگر درجات رصدی آن صحیح نباشد تمام و کمال نتیجه بدست آمده نادرست خواهد بود.حکم این است که میخواهم اثبات کنم:چون نتایج برنامه های آسترولوژی تماما باهم مغایرند(از یک بعد واحد مثلا با آیانامسای لاهیری یا بدون آیانامسا…از یک بعد واحد)پس اگر آسترولوژی هم صحتی داشته باشد(که ندارد)،پس تمام برنامه های نادرست و دروغند.مرجعی که نشاندهندهء این باشد که کدام درجه صحیح است،مرجعی است بنام : THE AMERICAN EPHEMERIS    که میتوانید کتابش را از سایت  http://www.amazon.com/The-American-Ephemeris-۲۱st-Century/dp/۰۹۳۵۱۲۷۵۹۳  ببینید.

افمریسهای مختلفی وجود دارد ولی این افمریس یکی از دقیقترین افمریسهاست که اول کتاب هم مفصل در مورد علت این موضوع صحبت نموده. و از AT NOON  درجات را نوشته یعنی ۳.۳۰  P.M  با اینحساب احتمال خطای محاسباتی من به صفر میرسد.این کتاب را من از آمریکا خریداری کردم و کاملا مورد اطمینانه.

خب …. مطلوب ما این است: محاسبه کنید. درجات و دقایق کواکب و همینطور خانه های فلکی را در ۲۰ آپریل سال ۲۰۱۲ ساعت ۳.۳۰ دقیقه بعد از ظهر یعنی ساعت ۱۵.۳۰ در تهران.با طول و عرض جغرافیایی یعنی  Longitud  , latitud  تهران در ۵۱درجه و ۲۶ شرقی است و ۳۵ درجه و ۴۰ دقیقه شمالی است. TIMEZOON هم سه و نیم است یعنی ۳.۳۰ . اما محاسبات        

 آدرس افمریس سوئیس که برای نیمه شب است    “http://www.astro.com/swisseph/swepha_e.htm ” یک افمریس توپ ۶۰۰۰ ساله است که بسیار عالی است

  هر چند به پای آمریکن افمریس نمیرسد اما خوبه. این هم  یک افمریس ۳۰۰۰ ساله که خیلی  جالبه        http://www.khaldea.com/ephemcenter.shtml  

نام نرم افزارآسترو لوژی درجات خورشید درجات ماه    راس درجات عطارد درجات زهره درجات مریخ درجات
مشتری
درجات زحل درجات طالع
 astro-cafea-strology ۶.۴۶حمل ۲۷.۵۶حوت ۱۱.۳۷عقرب ۹.۲۸حوت ۱۹.۵۳ثور ۹.۵۲اسد ۲۳.۴۲حمل ۱.۴۶میزان ۲۷.۰۲اسد
 patrick-arundell ۶.۴۶حمل ۲۷.۵۷حوت ۱۲.۱۰عقرب ۹.۱۷حوت ۱۹.۴۲ثور ۹.۴۳اسد ۲۳.۳۰حمل ۱.۳۲میزان ۱۷.۱۲اسد
mb vedic
astrology--planet-sand
۶.۳۶حمل ۲۷.۵۷حوت ۱۲.۱۰عقرب ۹.۱۷حوت ۱۹.۴۲ثور ۹.۴۳اسد ۲۳.۳۰حمل ۱.۳۲میزان ۱۷.۱۲اسد
rishiI-chart ۷.۶حمل  ۲۵.۱۳حوت ۱۲.۸عقرب ۹.۵۱حوت  ۲۰.۴ثور ۹.۴۵اسد ۲۳.۳۷حمل ۱.۳۰میزان     ندارد
astro sage
۶.۴۷حمل ۲۷.۵۷حوت ۱۳.۵عقرب ۹.۲۸حوت ۱۹.۵۴ثور ۹.۵۴اسد ۲۳.۴۲حمل ۱.۴۵میزان ۲۶.۵۷اسد
JYOTISH ۶.۴۶حمل ۲۷.۵۷حوت ۱۱.۲۳عقرب ۹.۲۸حوت ۱۹.۵۳ثور ۹.۵۳اسد ۲۳.۴۳حمل ۱.۴۶میزان ۲۶.۵۷اسد
ZET ۶.۴۴حمل ۲۷.۲۸حوت ۱۱.۲۲عقرب ۹.۲۵حوت ۱۹.۵۰ثور ۹.۵۳اسد ۲۳.۴۲حمل ۱.۴۷میزان ۱۴.۳۱اسد
 نرم افزار KALA , تشتر
۶.۴۶حمل ۲۷.۵۸حوت ۱۱.۲۲عقرب ۹.۲۸حوت ۱۹.۵۳ثور ۹.۵۳اسد ۲۳.۴۲حمل ۱.۴۷میزان ۲۶.۵۶اسد
natal chart
۶.۴۶حمل
۲۷.۵۶حوت
۱۱.۲۲عقرب ۹.۲۸حوت ۱۹.۵۳ثور ۹.۵۲اسد ۲۳.۴۲حمل ۱.۴۶میزان ۲۷.۲اسد
hinduism-facts ۶.۴۶حمل ۲۸.۰حوت ۱۱.۲۲عقرب ۹.۲۸حوت ۱۹.۵۱ثور ۹.۵۳اسد ۲۳.۴۱حمل ۱.۴۷میزان ۲۶.۵۷اسد
cgi  -been ۶.۵۳حمل ۲۷.۲۸حوت ۱۱.۲۱عقرب ۹.۲۴حوت ۱۹.۵۳ثور ۹.۵۳اسد ۲۳.۴۲حمل ۱.۴۷میزان ۱۳.۵۸اسد
از منبعamericanephemeris ۶.۴۶حمل ۲۷.۵۹حوت  ۱۱.۲۲عقرب ۹.۲۷حوت ۱۹.۵۳ثور  ۹.۵۳اسد ۲۳.۴۲حمل ۱.۴۷
میزان
۲۸.۰۳اسد

  این محاسبات حاصل ساعتها زحمت بود برای  شما اهل دانش که حرف حساب را متوجه میشوید.اگر با دقت به این درجات نگاه کنید میبینید ظاهرا شباهتهای خیلی زیادی بین آنها هست.و همین نکته افراد مبتدی را به زحمت می اندازد. اما اگر یک نگاه به درجات طالع کنید میبینید که چقدر اختلاف بین تک تک اینها وجود دارد .متاسفانه اگر فونتش را بزرگتر کنم دیده نمیشوند امیدوارم راه حلی برای حل این مشکل پیدا بشه. (تذکر: بعضی از این نرم افزارها غربی بودند که با آیانامسای لاهیری اینها را به هندی تبدیل کردم اگر اختلاف عددی دیدید ،بدونید علتش از چی بوده) (ادامه…)

با سلام وعرض شاد باش عید نوروز خدمت عقلا .امیدوارم ایام بکامتان گوارا و مهنا باشد  .قبلا در مورد شرف شمس ،داد سخن دادیم و عرض کردیم که منطقه ای است در آسمان که (بفرض صحت آسترولوژی که هیچ سندیت عقلانی دال بر صحتش در دست نیست)منطقه ای از آسمان است که قدرت خورشید به بیشترین حد خود میرسد از نظر امواج کیهانی .یعنی برج حَمَل یا آریوس امواجی را برای خورشید ارسال میکند که این کوکب را بسیار تقویت میکند.هندیها میگویند شرف شمس یعنی قرار گرفتن خورشید در ۱۹ درجه از این منطقهء آسمانی برج آریوس یا حَمَل و هندیها آنرا ۱۰ درجه برج حمل میدانند.که البته چون فرق آیانامسا که مهمترین تفاوت غربی و هندی است را به آن میافزایند و یک برج کم میکنند،کلا محاسبات تغییر میکند.

ما میخواهیم هردو روش را بررسی کنیم تا ببینیم میشود در شرف شمس امسال ،امری روحانی اتفاق بیفتد؟یا خیر؟؟ یعنی در اصل میخواهیم ببینیم میشود طلسم شرف شمس را که به دروغ به سلیمان نسبت داده شده را بفرض صحت آسترولوژی با شرایط ۴۰۰ گانه و بخوراتی که حدود ۹۰ میلیون تومان امروز هزینه میبرد و اگر یک شرط از این ۴۰۰ شرط نباشد نتیجه نمیدهد و غیره…. را میتوان نگاشت …یا خیر؟؟؟

  خب …دوستان عاقل! اصلا برای چی میخواهیم در شرف شمس کاری انجام بدهیم؟؟؟چون خورشید بسیار قوی است ،کارهای منسوب به خورشید هم قدرت مییابند. بسیار خوب(بفرض صحت این داستانها) پس با اینحساب فقط بودن خورشید در شرف مهم نیست بلکه باید خورشید قوی باشد در غیر اینصورت خورشید ما نه تنها شرافت و سعادتی ندارد بلکه بعلت ضربت خوردن اگر دستور طلسمی یا ذکری یا عزائمی یا غیره ی شما واقعا درست باشد…و استاد عامل ضمانت حضورش باشد و قدرتش موید شما…. هر چقدر طلسمتان یا عزائمتان پرقدرت تر باشد شما بدبخت تر میشید. برای اینکه نه تنها خورشید سعادتی ندارد بلکه ایجاد بدبختی و نکبت میکند(بشرط درست بودن علم طلسمات و آسترولوژی چون اگر اینها دروغه که اصلا بحثی در این باب نخواهیم داشت) بگذارید یکبار هم که شده تنها استاد واقعی آسترولوژی ایران که علمش را از اینترنت و دروغهای این و آن کسب نکردهخ در این مورد بخصوص صحبت کنه.باز هم تکرار میکنم.استاد فریدون ارژنگی تنها یک شاگرد داشت که آنهم من بودم و ۱۲ سال بطور خصوصی نزد ایشان علم آسترولوژی را کسب نمودم.به بقیه شاگردانش فقط مشتی کاغذ میداد و اصلا ایشان محاسبات کامپیوتری را قبول نداشت و واقعا هم درست میگفت که عللش را بعدا شرح خواهم داد در ساحتی دیگر.بقیه آقایان از طرق دیگری مثل مجله خواندن و اینترنت خواندن یکباره آسترو لوگ شده اند که از استنتاجاتشان پیداست چقدر میفهمند. کسی که هنوز یک چارت بچگانه نمیتواند رسم کند کلاس آسترولوژی دائر نموده و غیره…بگذریم.

شیخ ما در حق ازرق پوشان/رخصت خبث نداد ارنه حکایتها بود       …

 خب   فرض میکنیم شرف شمس ایرانی درسته و خورشید در ۱۹ درجه حمل امسال در شرف است. اول ببینیم زمان شرف شمس کی است؟؟؟ و جدول را بررسی کنیم.شرف شمس امسال …روز یکشنبه ۸ اپریل سال ۲۰۱۲ میلادی مقارن با ۲۰فروردین ۱۳۹۱ ساعت ۲.۵ پی ام

است و فقط ۲۰ دقیقه قبل و بعد از آن دوستان میتوانند عمل به دستور شرف شمس اعم از عزائم یا طلسمات نمایند.بنای براین خدمت آقایان بسیار نادان که تدریس علوم به شاگردان نادانتر از خود را دارند عرض میکنم که ۱۹ فروردین ربطی به ۱۹ حمل ندارد.همانطور که قبلا اثبات نمودم.

  درجات و دقایق کواکب به این ترتیب است . خورشید ۱۹ =درجه برج حمل     ماه= ۱۲.۰۵ برج عقرب    عطارد=۲۴.۳۳ حوت

زهره = ۴.۱۹ جوزا       مریخ=۳.۵۲ سنبله و در رجوع است   مشتری=۱۴.۵۸ برج ثور   زحل=۲۶.۴۴ برج میزان و در رجوع است و  رآس=در ۶.۱۷ برج قوس  و ذنب=۶.۱۷ جوزا است  لازم به ذکر است چون اعتقاد برخی دوستان به فلک کاملا غلط ایرانی و اسلامی و غربی است من هم این طرق مضحک را بررسی میکنم هم طرق هندی را. زمان شرف شمس به غربی و اسلامی و ایرانی فقط ازساعت ۱.۴۵ تا ساعت ۲.۲۵ دقیقه پی ام میباشد. (ادامه…)

با سلام خدمت دوستان.جدیدا در بعضی از محافل شبه علمی (که بیشتر تخیل علم در آن وجود دارد نه علم و عقلانیت واقعی میبینیم و میشنویم ) که فیزیک خدا را در میکند!خب چه بهتر از این ؟اگر واقعا خدایی وجود نداشته باشه خب ما هم مثل دیگران آنرا نخواهیم پذیرفت!اما مقولهء فیزیک کوانتوم یا اهل عدم قطعیت هایزنبرگ که تصویرش در بالا هست اساسا چیست؟و بفرض صحت چه ارتباطی با خدا دارد؟؟؟

“در فیزیک کوانتومی، اصل عدم قطعیت هایزنبرگ، اظهار می‌دارد که جفت‌های مشخصی از خواص فیزیکی، مانند مکان و تکانه، نمی‌تواند با دقتی دلخواه معلوم گردد. به عبارت دیگر، افزایش دقت در کمیت یکی از آن خواص مترادف با کاهش دقت در کمیت خاصیت دیگر است. این عبارت به دو روش گوناگون تفسیر شده‌است. بنا بر دیدگاه هایزنبرگ، غیر ممکن است که همزمان سرعت و مکان الکترون یا هر ذرهٔ دیگری با دقت یا قطعیت دلخواه معین شود(پاسخ اولا این نظر ایشونه که فیلم مستندی ساخته شده که با محاسبات پیچیدهء کامپیوتری دقیقا جای الکترون را مشخص میکنند-بفرض هم که اینطور که این آقا عقیده دارد باشد باز نظر ایشانه وهر کودکی متوجه میشود نظریه با قضیه فرق دارد(چون قضیه جامع و مانع باید باشد)- و بفرض اینکه اصلا ایشان راست بگوید باز چه ربطی به امر منطقییی بنام خدا دارد؟؟؟)

در فیزیک کوانتومی در حالت کلی، نتیجه یک آزمایش دقیقاً قابل پیش بینی نیست؛ بلکه می توان احتمالات مشخصی را اختیار کرد. تنها چیزی که می توان پیش بینی کرد، احتمالی است که از یک نتیجه خاص به دست می آید زیرا در آن جا، احتمال حاکم است. این نظریه که موجبیت را طرد می کند، نظریه ای مبتنی بر فیزیک نیست؛ بلکه نظریه ای فلسفی است و بر مبنای نظرگاه پوزیتویستی قرار دارد؛ چنان که بور از طرفداران جدی این نظریه بدان تصریح دارد.شرودینگر در آزمایش خیالی – ذهنی، گربه ای را در درون جعبه ای دربسته قرار می دهد که درآن یک اسلحه کشنده قرار داده شده که ماشه ای حساس دارد و یک اتم رادیواکتیو هم در آن جعبه قرار دارد. احتمال این که اتم رادیواکتیو، طی مدت یک ساعت از خود پرتوی ساطع کند، ۵۰% است. اگر اتم رادیواکتیو تجزیه شود، انرژی آزاد می شود و این انرژی آزاد شده، طی فرآیندی ماشه را می چکاند و گربه کشته می شود و اگر اتم رادیواکتیو تجزیه نشود، طبیعتاً انرژی آزاد نمی شود و ماشه نیز کشیده نمی شود و گربه نیز زنده می ماند. در این صورت، پرسش این است که گربه مرده است یا زنده؟

می توان گفت: پس از یک ساعت در جعبه را باز می کنیم و مشاهده می کنیم که گربه زنده است یا مرده و به تعبیر دیگر، تا زمانی که در جعبه بازنشده است، گربه به احتمال۵۰-۵۰ یا زنده است یا مرده؛ اما پاسخ داده شده، صحیح نیست؛ زیرا بر اساس قواعد مکانیک کوانتوم، از آن جا که ذرات زیراتمی غیر قابل پیش بینی هستند، گربه تا زمانی که در جعبه باز نشده است، حالتی غیرقطعی و نامعین دارد و هم مرده است و هم زنده یا نه زنده است و نه مرده. اصل «برهم نهی کوانتومی» یا «اصل ترکیب» که این (ادامه…)

Page 1 of 4312345...102030...Last »